محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

50

الحياة ( فارسي )

انحصارطلبى است ، و برانگيختن مردم به باز شناختن درمان از درد ، نيز بهره بردارى صحيح و متعادل از استعدادها و امكانات به صورتى كه هماهنگ با مقياسهاى درست باشد ؛ و نيز فراخوانى به پذيرش تعليمات جامع اسلامى است ، و كوشش براى ايجاد جامعه اى اسلامى ؛ و در عين حال مايهء برانداختن نادارى و ناكامى و تجاوز اقتصادى ، كه بزرگترين سرمايهء متكاثران به شمار مىرود . آگاهى ( 2 ) پيشتر اشاره كرديم كه دستورها و احكام اسلامى بايد به صورت مجموعه اى پيوسته و مرتبط ، و به صورت يك « دستگاه كامل » فهميده شود ، و مورد « تفقّه » قرار گيرد ، چه پرداختن به اين دستورها به صورت فصلهايى پراكنده و بخشهايى جدا از يك ديگر ، « تفقّه در دين ( فهميدن جامع و مرتبط دين ) » ، به معنى حقيقى اين كلمه نيست . و نتيجهء اين گونه فهميدن اسلام ، تجزيهء بخشهاى مختلف اسلام است ، كه به ناتوانى آن از پرورش افراد و ساختن اجتماعى شايسته مىانجامد ، و در اين صورت ، دين اسلام از پهنه هاى زيست بشرى دور مىماند . بنا بر اين اصل استوار عقلى و علمى و دينى و تربيتى و تجربى ، لازم است كه بحث در بارهء مسائل وابسته به قلب و قساوت آن و زندگى و مرگ آن ، در ارتباط با مسائل سياسى و اقتصادى و قضايى و نظاير اينها صورت بگيرد ، به همان گونه كه لازم است بحث از مسائل سياسى و اقتصادى و قضايى در ارتباط با مسائل قلب و سختى و مرگ و زندگى آن صورت پذير شود ، نه اينكه ميان آنها جدايى بيندازيم و بعضى را حكمى و دستورى و بعضى را اخلاقى قلمداد كنيم ، از پاره اى از آنها شب و روز سخن بگوييم و از پاره اى ديگر در سراسر عمر دراز دم نزنيم . در كتاب « وسائل الشّيعه » بابى بعنوان « باب حرام بودن قساوت قلب » « 1 » آمده است ، و هنگامى كه مشاهده مىكنيم دانشمند و محدّث

--> « 1 » « وسائل » 11 / 336 .